بهاربهار، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

دختر بهاری

بدون عنوان

سلام بهار خانم.عشق مامان قربونت برم شما یه روز جمعه با کلی ذوق و اصرار از بابا خواستی که شمارو به آتشنشانی ببره. بابا مجید هم شمارو بردن و مثه اینکه اونجا کلی هم به شما خوش گذشتهوامام هرچقدر  که آقایون آتشنشانی از شما خواستن که بری پیششون و باهاشون عکس بندازی نرفتی! ...
29 دی 1393

افطار خونه ی آقا جون

 افطار خونه ی آقا جون و مادر جون(توی حیاط خونه )- برای شما بچه ها سفره ی جدا پهن کردیم که راحت باشید-شما که چیزی نمیخوردی و همش شیطونی میکردی از راست سارا جون دختر عمه بهار- آقا عطا پسر عموی بهار- پریماه جون و پرنیا جون  دختر عموهای بهار- و بهار خانم   ...
16 آبان 1393

بدون عنوان

سلاااام دختر خوشگلم. تو این روزا داری بهترین لحظاتمونو درست می کنی. من و مامان خیلی دوست داریم. وقتی شیرین زبونی و حرف زدناتو شروع می کنی فقط می خوام بمیرم برات انقد که دوست داشتنی و بامزه صحبت می کنی. عکسای زیر یه روز جمعه اس که سه تایی رفتیم شهر بازی قلعه سحرآمیز که یادمه خیلی بهت خوش گذشت. ...
16 آبان 1393

بدون عنوان

سلام دختر گلم. اول یه معذرت خواهی واسه اینکه من و بابا مجید یه مدت طولانی به وبلاگ شما سر نزدیم. اما امروز فرصتی شد تا الان که شما داری کنار ما بازی میکنی و حسابی شیطونی! ما یک سری از عکس های شمارو از تولد تا امروزت میزاریم توی این دفتر خاطرات قشنگت. البته کلی عکس داشتی که تعدادی رو جدا کردیم. دوستتت داریییییییییم یه عالمه                                                     ...
16 مرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر بهاری می باشد